شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

رفتی به بزم غیر و نکونامی تو رفت
ناموس صدقبیله ز یک خامی تو رفت

اکنون اگر فرشته نکو گویدت چه سود
در شهر صد حکایت بدنامی تو رفت

هم صحبت رقیب شدی از غرور حسن
نام خوش تو در سر خودکامی تو رفت

یاران متفق همه انکار می کنند
هرجا حدیث نیک سرانجام تو رفت

رندی که می فروش ندادیش درد می
مشهور خاص و عام به هم جامی تو رفت

برد از رخ تو رنگ حیا باده هوس
شرمی که بود در همه جا حامی تو رفت

با کاو کاو غمزه «نظیری » اثر نماند
فارغ نشین که خون دل آشامی تو رفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}