شمارهٔ ۱۸۰

غزلیات

باعث راندنم از بزم بجز عار نبود
ورنه کس را به من و بودن من کار نبود

تا شدم از تو جدا تفرقه پامالم کرد
دولت آن بود که این فرقت دیدار نبود

همه آسان ز جدایی تو مشکل گردید
هیچ دشوار به دیدار تو دشوار نبود

به بدی در همه جا نام برآرم که مباد
خون من ریزی و گویند سزاوار نبود

ناله از بهر رهایی نکند مرغ اسیر
خورد افسوس زمانی که گرفتار نبود

عشقم از سود و زیان دو جهان فارغ کرد
از چه کارم به همه عمر همین کار نبود

خوش دلی کرد «نظیری » برش امشب خالی
صد سخن گفت که شایسته اظهار نبود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}