شمارهٔ ۲۰۴

غزلیات

گل آمد و لعلم ز دل سنگ برآورد
اشک ز تماشای چمن رنگ برآورد

می خواست ز مرغان چمن شور برآرد
یک نغمه مغنی به صد آهنگ برآورد

عشق آمد و در شهر دل آیین خرد دید
تا شهر به تاراج رود جنگ برآورد

مطرب ز برم خرقه سالوس به در کرد
گرد همه شهرم به دف و چنگ برآورد

شب نیست که از شادی بسیار نگریم
غم خوردن کم حوصله را تنگ برآورد

یک بار به عیب و هنر خویش ندیدم
در جیب و بغل آینه ام زنگ برآورد

در راه وفای تو نه طولیست نه عرضی
شوخی تو فرسنگ به فرسنگ برآورد

این خونشده دل بس که خرابست «نظیری »
در پیش تو نتوانمش از ننگ برآورد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}