شمارهٔ ۳۰۳

غزلیات

مرد بی حوصله مردانه نگردد هرگز
خوف گرد دل دیوانه نگردد هرگز

عشق تا هست گرفتاری خاطر برجاست
بی تعلق دل دیوانه نگردد هرگز

قوت بلبل ز ریاح گل سیراب شود
که ز مستی ز پی دانه نگردد هرگز

قابل فیض بجز نیک سرشتان نشوند
خاک گل ناشده پیمانه نگردد هرگز

هرکه تایب زمی و مطرب و ساقی گردید
رویش از قبله میخانه نگردد هرگز

چشم مستش ز فغان و شغبم بیش غنود
خفته بیدار به افسانه نگردد هرگز

شادی از وحشت اگر زور رمد ترکش گیر
غم امین است که بیگانه نگردد هرگز

کار تو ساختن و پیشه من سوختن است
ذره در عرصه پروانه نگردد هرگز

دولت ملک بقا جوی «نظیری » که عزیز
کس به این مزرع ویرانه نگردد هرگز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}