شمارهٔ ۳۷۱

غزلیات

جگر به خنده همی‌سوز و بر کران می‌غلت
گهر به نکته همی‌ریز و در میان می‌غلت

ز جعد خویش گلستان نما شبستان را
خیال سبزه و سنبل کن و بر آن می‌غلت

اگر چو نخل مرادم به بر نمی‌آیی
چو آرزوی دلم در میان جان می‌غلت

ز درس و مدرسه کاری به نقد نگشاید
پیاله می‌کش و بر فرش گلسِتان می‌غلت

مثال نکتهٔ سنجیده بی‌اثر تا چند
گهی به لغزش مستانه بر زبان می‌غلت

معاندان به سنان می‌زنند و می‌گذرند
به خاک معرکه مجروح و خون‌فشان می‌غلت

خدنگ طبیعت این قوم برنمی‌تابند
همین که پَر ز تو یابند چون کمان می‌غلت

نیافتیم «نظیری» کسی تو گر یابی
پیش چو باد همی‌گیر و بر نشان می‌غلت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}