شمارهٔ ۳۸۵

غزلیات

آنی به اثر داری و شأنی به تصرف
دل ها نشود شیفته کس به تکلف

فکر تو به وحدت برد از گفت مجازم
هرچند که طبعم بگریزد ز تصوف

بر قامت ما کسوت تقصیر بریدند
تا زیب خداوند شود عفو و تلطف

لب باز کشیدیم که مهر تو درآید
پستان کرم شیر درآرد به توقف

از غبن زمانی که به قید تو نبودم
در خود به غضب بینم و در توبه تأسف

چون گرسنه سفله به خوان تو رسیدم
از لقمه بسوزم لب و کام و نکنم پف

مستوری تو بیش کند شوق «نظیری »
جز عصمت یوسف ندرد پرده یوسف

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}