شمارهٔ ۵۳۸

غزلیات

به توتیای رهم خون ز چشم تر چیدی
جراحت از دل هجران خلیده برچیدی

حدیث خوش نمک ارمغان صحبت کیست؟
که درد از دل و آزارم از جگر چیدی

من از فراق تو مردم تو را چه حاصل شد
به غیر از اینکه گل شهرت از سفر چیدی

همیشه جلوه طراز رقیب بی روشی
کدام میوه ازان نخل بارور چیدی

ز لغوگوییی هم‌صحبتان دلت نگرفت
اگرچه بال مگس دایم از شکر چیدی

صبا ز گلشنم آزرده حال می گذرد
چو شاخ گل به رگم داغ نیشتر چیدی

به دست غارت تو آن درخت عریانم
که از مقام خودش کندی و ثمر چیدی

ز هیچ سو رخ آسودگی نمی بینم
ز بس که مشغله بر روی یکدگر چیدی

به ما دو گونه نیلوفری فتاده چو تو
به رخ بنفشه شام و گل سحر چیدی

نشد که طعمه زاغی دهی همایم را
گرم چه صد بر دولت ز بال و پر چیدی

ز گریه سحری یافتی «نظیری » فیض
گل مراد به اقبال چشم تر چیدی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}