شمارهٔ ۱۳۹

غزلیات

امشب از بزم چو آن آینه سیما برخاست
در دلم آه به تعظیم غم از جا برخاست

گشته‌ام خاک و ز سودای سر زلف کجش
سبزه از تربت من سلسله بر پا برخاست

تا نظر یافتم از صیقل روشن گهری
چون غبار از دل من رغبت دنیا برخاست

بس که ترسیده از این چشمه‌ی خونین چشمش
تا زدم چشم به هم شور ز دریا برخاست

از خرام تو چو دامی که بر آرند ز خاک
همه تن چشم غبارم به تماشا برخاست

دودی از چاک دلم سایه به هامون افکند
جاده آهی شد و از سینه‌ی صحرا برخاست

همچو شبنم که از این سیر چمن پوشد چشم
نورس آیینه‌ام از رنگ تمنا برخاست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}