شمارهٔ ۲۰۳

غزلیات

دشمنی با دل بی‌کینه نمی‌باید کرد
زنگ را چهره به آیینه نمی‌باید کرد

تا تواند گل خندان محبت گردید
غنچهٔ دل گره کینه نمی‌باید کرد

پیش شمشیر قضا سینه سپر باید ساخت
دست خود را سپر سینه نمی‌باید کرد

ساده‌لوحان ترا یار به دل نزدیک است
محو نقش غمت از سینه نمی‌باید کرد

دور خط است ره و رسم دگر پیدا کن
تکیه بر عادت پیشینه نمی‌باید کرد

التفات تو به هر خیره‌نگاهی غلط است
جلوه را عرض به آیینه نمی‌باید کرد

نورس از صائبم این نکته حضورافزا شد
غیبت مردم پیشینه نمی‌باید کرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}