شمارهٔ ۲۹۳

غزلیات

داغ عشق از برق حسن افتاده بی زنهارتر
جام نور مهر از آیینه شد سرشار تر

گوهر لطف سخن را بینم از لعل لبش
از عرق بر چهره ی محجوب خوش رفتار تر

این بنا از عالم آب است بر پا چون حباب
چشم می گون تو را مستی کند هشیارتر

برقع افکن گر بر آیی دل به دست آری مرا
ای که هستی از دل گم گشته کم دیدار تر

نقطه دور از خط ندارد از قبول دل رقم
گشته از خط نقطه ی خال توخوش پرگار تر

سلک گوهر شد مرا نال قلم تا دیده ام
کلک نواب وحید از ابر گوهر بارتر

دل کجا نورس تواند جست از دامش که هست
تیغ ناز از چشم و از مژگان نگه خونخوارتر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}