شمارهٔ ۱۰

غزلیات

از نسیم زلفش ای باد سحر
گر خبر داری چرائی بی خبر

چند پیمائی هوا بر کوی او
گر گذر داری ز گردون بر گذر

سایه زلفش سواد چشم تست
گر نمی بینی زهی نور بصر

پرتو لعلت فروغ وصل اوست
گر نمی دانی زهی صاحب نظر

سالک بی علم و علم بی سلوک
هست اگر خود سر بسر روزی و زر

شمع و تاریکی و نابینا و چاه
تیغ و ناهشیار بی پرهیز و سر

ای امامی آفتاب اندر شبست
در عبارت وصل آن زیبا پسر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}