شمارهٔ ۱۲۷

بخش اول

مطلقی باز در قیود آمد
بی نمودی بصد نمود آمد

جلوه کرد حسنش اندر غیب
شاهد و مشهد و شهود آمد

خواست آئینه برخسارش
عدم صرف در وجود آمد

کاروان نفخت من روحی
از سماوات جان فرود آمد

خیمه درآب و خاک آدم زد
ساجد و مسجد و سجود آمد

در معارف زهر لب و گوشی
نکته ها گفت در شنود آمد

ساقی حسن باده پیما شد
مطرب عشق در سرود آمد

جز یکی نیست مطرب و ساقی
جلوه گر گر بدو نمود آمد

دل و جان و جوارح و احشأ
جام مینا و چنگ و عود آمد

هرکه زان می پیاله ئی نوشید
بیخود از بود و از نبود آمد

تافت نور علی بغیب و شهود
فاش پنهان هرآنچه بود آمد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}