شمارهٔ ۱۴۵

بخش اول

ای دل بگشا چشم و ببین جلوه دلدار
کرده است تجلی همه جا بر در و دیوار

سریست نهان در دل مردان ره عشق
کان را نتوان کرد عیان جز بسردار

از حلق حریفان بگشودند بسی خون
تا لب نکند ترکسی از باده اسرار

ای شیخ ز اسرار حقیقت تو چه دانی
عمرت همه بگذشت پی جبه و دستار

خورشید رخ دوست عیانست ولیکن
کی کسب کند نور ازآن آینه تار

رازی که نهان بود پس پرده حریفان
کردند عیان با دف و نی در سر بازار

بالله که نمانده اثر از ظلمت امکان
گر نور علی سر زند از مطلع انوار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}