شمارهٔ ۲۷

بخش دوم

این دل که جنون همیشه اش خوست
دیوانه عشق آن پریروست

کس پنجه عشق برنتابد
از آهن و رویش ار چه بازوست

ای دوست مخور فریب دشمن
دشمن به عبث نمیشود دوست

این باد مگر ز کوی اوخاست
کز وی همه شهر عنبرین بوست

عشقش بکجا رود که ما را
بنشسته چو مغز در رگ و پوست

دلجو نبود چو قد رعناش
این سرو روان که بر لب جوست

چون نور دگر رهائیش نیست
جائیکه اسیر طره اوست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}