نورعلیشاه
شمارهٔ ۷۳
بخش دوم
ای که با نیکان طمع داری که یا بی ارتباط
با بدان منشین که باایشان مضر است اختلاط
رو عدالت پیشه کن هر روز و میکن راستی
تا روزی از عدل فردا راست بر روی صراط
چیست این دنیا رباط و خلق دنیا کاروان
کاروان را بار باید بستن آخر از رباط
رسم بی باکی نبخشد جز پریشانی بدست
جمعیت خواهی منه پا جز براه احتیاط
سالک بی رنج را نبود ز راحت لذتی
جان غمگین بیشتر مسرور گردد از نشاط
ایندر نظمی که نور از خامه ریزد دور نیست
گر به روی صفحه غلتد همچو گوهر بر بساط
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}