شمارهٔ ۱۴۳

غزلیات

بر آن سری که بگیری ز لعل او کامی
شراب نوش که در عین پختگی خامی

به راه بادیه شرط است سر قدم کردن
اگر به کعبهٔ گوش به بندی احرامی

نسیم صبح خدا را تو محرم رازی
ببر ز ما به سر کوی دوست پیغامی

که آخر ای بت نامهربان من چه شود
که خواجه‌ای برد از بنده بر زبان نامی

به خاک پای تو تا جان کنم نثار ای دوست
به سوی پرستش رنجور غم بنه گامی

میان حلقۀ زلفی فتاده دل که از او
پدید نیست نه آغازی و نه انجامی

رهت به صومعه ندهند زاهدان نیر
قدیم به دیر مغان نه که رند بدنامی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}