شمارهٔ ۱۸۶

غزلیات

خاطرت چون رم کند از هر دو عالم، رام اوست
تا ز هستی کنده‌ای دل را، نگین نام اوست

تا به فکر خویش افتادیم، صید او شدیم
هر به خود پیچیدن ما، حلقه‌ای از دام اوست

یاد او در خاطرم آسوده نتواند نشست
بی‌قراری‌های عاشق، بستر آرام اوست

عذرخواهی‌های لطفش از دلم بیرون نبرد
این چه دلچسبی است با شیرینی دشنام اوست

بیقراری میرساند مژدهٔ او را به ما
واعظ آواز تپیدن‌های دل پیغام اوست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}