شمارهٔ ۴۷۲

غزلیات

اگر عاصی، اگر مجرم، اگر بی‌دین، اگر مستم؛
به محشر کی گذارد دامن عفوت تهی دستم؟!

ز بس خواناست از پیشانیم خط گنه‌کاری
تواند نامهٔ اعمال شد آیینه در دستم

خلاصی از غم دنیا، نباشد اهل دنیا را
گشاد دل ندیدم تا به فکر این و آن بستم

نگاه ظاهر و باطن، یکی کردم؛ تو را دیدم
رسا شد، این دو کوته رشته را با هم چو پیوستم

ندیدم کلفت از کس، تا نکردم کلفتی با کس
نرنجیدم ز رنجانیدن کس، تا زبان بستم

نرنجانیدم از خود هیچکس را، غیر این واعظ
که با سرپنجه تأثیر افغان خاطری خستم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}