شمارهٔ ۵۸

غزلیات

بازم زبان شکر به جنبش درآمدست
نیشکر امید ز باغم بر آمدست

آن دولتی که می‌طلبیدیم در به در
پرسیده راه خانه و خود بر در آمدست

ای سینه زنگ بسته دلی داشتی کجاست
آیینه‌ات بیار که روشنگر آمدست

تا بامداد کوس بشارت زدیم دوش
غم را ازین شکست که بر لشکر آمدست

از من دهید مژده به مرغ شکر پرست
کاینک ز راه قافلهٔ شکر آمدست

وحشی تو هرگز اینهمه شادی نداشتی
گویا دروغهای منت باور آمدست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}