شمارهٔ ۱۱۰

غزلیات

هجران رفیقِ بختِ زبونِ کسی مباد
خصمی چنین دلیر به خونِ کسی مباد

یارب حریفِ گرم‌کنی همچو آرزو
گرم اختلاطِ داغِ درونِ کسی مباد

این شعله‌های ظاهر و باطن گدازِ هجر
پیراهنِ درون و برونِ کسی مباد

آن گریه‌های شوق که غلتید کوه از او
سیلِ بنای صبر و سکونِ کسی مباد

صد بندِ شوق پاره کند زورِ آرزو
یارب که بختِ شور و جنونِ کسی مباد

نعلم به نامِ جملهٔ اجزا در آتش است
جادویِ او به فکرِ فسونِ کسی مباد

وحشی هزار بادیه دورم ز کعبه کرد
این بختِ بد که راهنمونِ کسی مباد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}