شمارهٔ ۱۳۳

غزلیات

اینست کزو رخنه به کاشانهٔ من شد
تاراجگر خانهٔ ویرانه من شد

اینست که می‌ ریخت به پیمانهٔ اغیار
خون ریخت چو دور من و پیمانهٔ من شد

اینست که چشم تر من ابر بلا ساخت
سیل آمد و بنیاد کن خانهٔ من شد

اینست که چون دید پریشانی من ، گفت :
وحشی مگر اینست که دیوانهٔ من شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}