شمارهٔ ۳۶۹

غزلیات

بر آن سرم که نیاسایم از مشقت راه
روم به شهر دگر چون هلال اول ماه

به سبزی سر خوان کسی نیارم دست
کنم قناعت و راضی شوم به برگ گیاه

کشیده باد مرا میل آهنین در چشم
اگر کنم به زر آفتاب چشم سیاه

دل چو آینه ام تیره شد در این پستی
بس است چند نشینم چو آب در تک چاه

به قعر چاه فنا اهل جاه از آن رفتند
که پیش یار ستمگر نمی‌کنند نگاه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}