شمارهٔ ۳۷۱

غزلیات

قلب سپه ماست به یک حمله شکسته
با غمزه بگو تا نزند تیغ دو دسته

پیکان ز جگر جسته و زخمی شده جان هم
وین طرفه که تیرت ز کمانخانه نجسته

امید من از طایر وصل تو بریده‌ست
نتوان پر او بست به این تار گسسته

از دور من و دست و دعایی اگرم تو
بر خوان ثنائی در دریوزه نبسته

نگذاشت کسادی که غباری بنشانیم
زین جنس محبت که بر او گرد نشسته

هرگز نرهد آنکه تواش بند نهادی
میرد به قفس مرغ پر و بال شکسته

وحشی نتوان خرمن امید نهادن
زین تخم تمنا که تو کشتی و نرسته

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}