وحشی بافقی
شمارهٔ ۲۸ - داروی کاری
قطعات
زن جلبی رفته و در همچو من
کرده سخنهای پریشان رقم
میروم و میخرم و میخورم
داروی کاری که براند شکم
پس ز پی جایزهاش بر دهن
میریم و میریم و میریم
وحشی بافقی
قطعات
زن جلبی رفته و در همچو من
کرده سخنهای پریشان رقم
میروم و میخرم و میخورم
داروی کاری که براند شکم
پس ز پی جایزهاش بر دهن
میریم و میریم و میریم
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}