بخش ۲۴ - صفت رفوگر

شهرآشوب کوچک

شد چاک دل من از رفوگر
بر من لب لعل او شد اخگر

شیرین سخنی در آن لب شور
شهد است در آشیان زنبور

شاید فتدش به من نظاره
شادم ز لباسِ صبرِ پاره

در دیده نگاه حسرت من
چون رشته بود به چشم سوزن

هستم ز دلِِ اسیرِ بریان
دنبالِ نگاهِ خویش پویان

کردست به نوک سوزنم صید
از چشم خودم فتاده در قید

نبود بسوی نجات راهم
شد رشته ی دام من نگاهم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}