شمارهٔ ۸

غزلیات

رفت آن که‌م برِ تو آبی بود
یا سلام مرا جوابی بود

از سر ناز و از سرِ کَشّی
هر نفس با منت عتایی بود

در کف من ز دست ساقی وصل
هر زمان ساغر شرابی بود

وعده‌های خوشم همی دادی
آن همه وعده‌ها سرابی بود

روزگار وصال جمله گذشت
گویی آن روزگار خوابی بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}