
دیوان وطواط
صفحهٔ ویژهٔ دیوان وطواط در فرم نو.
رشیدالدین وطواط
امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادند. وطواط به فارسی و عربی شعر میسرود و به هر دو زبان آثاری منثور نیز دارد. از جمله آثار منثور مشهور فارسی وی میتوان به «حدائق السحر فی دقائق الشعر» اشاره کرد. دیوان وطواط شامل قصاید، ترجیعات، ترکیبات، مقطعات، رباعیات، غزلیات و یک مسمط مصنوع به همت همراه گرامی گنجور آقای سیاوش جعفری زیر آماده شده است.
این دیوان در 6 بخش سازمان یافته است.
بخشهای دیوان
- قصاید — 211 گفتار
- ترجیعات — 10 گفتار
- ترکیبات — 5 گفتار
- مقطعات — 98 گفتار
- رباعیات — 43 گفتار
- غزلیات — 10 گفتار
نمونه اشعار
- شمارهٔ ۱ - در مدح وزیر ضیاءالدین عراق بن جعفر — ای بر مراد رأی تو ایام رامضا / بسته میان بطاعت فرمان تو قضا
- شمارهٔ ۱ - در مدح شهاب الدوله سبکتگین — سوسن شکفته بر رخ چون ارغوان تست / آهن نهفته در بر چون پرنیان تست
- شمارهٔ ۱ - در مدح ملک اتسز — ای دو چشم تو بغمزه عالمی بر هم زده / آتش اندر دین و عقل دودهٔ آدم زده
- شمارهٔ ۱ - در هجو ادیب صابر بن اسمعیل ترمذی — آن مخنث ادیبک صابر / هجو کردست بی سبب ما را
- شمارهٔ ۱ - در مدح ملک اتسز — ای همت تو تاخته بر گردون اسب / هر مدح ، که گویند ، تو را باشد حسب
- شمارهٔ ۱ — از طرهٔ تو غیرت مشک سیاه راست / وز چهرهٔ تو حیرت خورشید و ماه راست
- شمارهٔ ۲ - در مدح ملک اتسز و حسب حال خود — ای جاه تو فراخته اعلام کبریا / صافیست اعتقاد تو از کبر و از ریا
- شمارهٔ ۲ - در مدح شروانشاه فخرالدین ابوالهیجا منوچهر بن افریدون — طلعت تو آفتاب دیگرست / زلف مشکینت سحاب دیگرست
- شمارهٔ ۲ - نیز در مدح ملک اتسز گوید — ملک بهار گشت مقرر به نام گل / ناکام شد ولایت بستان به کام گل
- شمارهٔ ۲ - در حق رئیس الدین — ای جهان کرم رئیس الدین / ای جهان در طلب رضای ترا
- شمارهٔ ۲ - در شکوه — آن دست زنان و پای کوبان پیوست / زین پیش گذشتن من از کوی تو هست
- شمارهٔ ۲ — دلم در عاشقی زار اوفتادست / بهدست رنج و تیمار اوفتادست
- شمارهٔ ۳ - در مدح علاء الدوله ابوالمظفر نصرة الدین اتسز و لزوم آسمان و زمین در هر بیتی — ای زمین را از رخت ، چون آسمان ، فرو بها / بوسه ای را از لبت ملک زمین زیبد بها
- شمارهٔ ۳ - در مدح ملک اتسز — یار با من همی وفا نکند / تا تواند بجز جفا نکند
- شمارهٔ ۳ - هم در مدح اتسز گوید — ای برده آتش رخ تو آب روی من / رفته دل از محبت و رفته ز کوی من
- شمارهٔ ۳ - در مدح امیر داد مرضی — ای مرتضی نیابت سلطان شرق را / منسوخ کرده صدق تو آیات زرق را
- شمارهٔ ۳ - در تغزل — چون فندق مهر تو دهانم بربست / بار غم تو چو گوژ پشتم بشکست
- شمارهٔ ۳ — ای راحت عیش ها وصالت / مقصود همه جهان جمالت
- شمارهٔ ۴ - در مدح شمس الدین ابوالفتح محمد بن علی وزیر — ای صورت سیادت و ای مایهٔ سخا / بر تو بی نفاق و عطای تو بی ریا
- شمارهٔ ۴ - نیز در مدح اتسز — ای توتیای دیدهٔ من خاک کوی تو / کم گشته آبروی من از عشق روی تو
- شمارهٔ ۴ - هم در مدح اتسز — با من آخر، صنما، جنگ چرا باید داشت؟ / وز منت بیهده دل تنگ چرا باید داشت؟
- شمارهٔ ۴ - در مرثیۀ نصرة الدین اتسز — ز مرگ شاهزاده نصرة الدین / نه دل را ماند قوت ، نه زبان را
- شمارهٔ ۴ - در تغزل — معشوقه دلم به تیر اندوه بخست / حیران شدم و کسم نمیگیرد دست
- شمارهٔ ۴ — با تو در سینه جان نمیگنجد / تو درونی از آن نمیگنجد
- شمارهٔ ۵ - در مدح ملک نصر الدین اتسز — ای طلعت تو نیکو وی قامت تو زیبا / زلفین تو چون عنبر، رخسار تو چون دیبا
- شمارهٔ ۵ - هم در مدح اتسز گوید — جانا اگر لب تو رهی فرد نیستی / جفت سرشک لعل و رخ زرد نیستی
- شمارهٔ ۵ - نیز در ستایش اتسز خوارزم شاه — جانا،دلم به عشق گرفتار میکنی / جان مرا نشانهٔ تیمار میکنی
- شمارهٔ ۵ - در مرثیۀ جمال الدین یوسف — از وفات جمال الدین یوسف / مندرس شد رسوم فضل و ادب
- شمارهٔ ۵ - در تغزل — با عیب خریدی تو مرا روزِ نخست / امروز اگر رد کنیام ، عیب از تست
- شمارهٔ ۵ — جانا ، مرا غم تو به غایت همیرسد / اندوه عشق تو به نهایت همیرسد
- شمارهٔ ۶ - در مدح علاء الدوله اتسز — بهار جان فزا آمد جهان شد خرم و زیبا / بباغ راه گستردند فرش حله و دیبا
- شمارهٔ ۶ - در مدح ابوالمظفر اتسز — جعد تو کفرست و رخسار تو ایمان ، ای پسر / هجر تو در دست و دیدار تو درمان ، ای پسر
- شمارهٔ ۶ - در حق شمس الدین وزیر — ای شمی دین جمال تو اصل سعادتست / درگاه فرخ تو سپهر سیادتست
- شمارهٔ ۶ - سلطان تکش بن اتسز در دوشنبه ۲۲ربع الاخر سنۀ ۵۶۸ در خوارزم بر تخت نشست رشید این رباعی بر وی بخواند — جدت ورق زمانه از ظلم بشست / عدل پدرت شکستگی کرد درست
- شمارهٔ ۶ — جانم از عشق تو می بخروشد / دلم از انده تو می جوشد
- شمارهٔ ۷ - در ستایش افضلالدّین خاقانی — ز دور جنبش این چرخ سیمگون سیما / چو سیم و زر شده گیر اشک ما و چهرهٔ ما
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}