شمارهٔ ۲۱۶

غزلیات

خوبان، اگر چه هر طرفی می کشند صف
تو در میان جان منی، جمله بر طرف

حالا بپای بوس خیالت مشرفم
گر دولت وصال تو یابم، زهی شرف!

دور از تو نوبهار جوانی بباد رفت
عمر چنان عزیز چرا شد چنین تلف؟

چشمت مرا نشانه پیکان غمزه ساخت
وه! چون کنم؟ که تیر بلا را شدم هدف

از دیده طفل اشک جدا شد، دریغ ازو
آه! آن در یتیم کجا رفت ازین صدف؟

ره میزنند و عربده آهنگ میکنند
با ما ببین که: در چه مقامند چنگ و دف؟

کوته مباد دست هلالی ز دامنت
کس دامن وصال ترا چون دهد ز کف؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}