شمارهٔ ۲۸۱

غزلیات

هر خوبی‌ای، که از همه خوبان شنیده‌ایم
امروز در شمایل خوب تو دیده‌ایم

مشکل حکایتی‌ست، که از ماجرای عشق
حرفی نگفته‌ایم و سخن‌ها شنیده‌ایم

ما را به راه عشق تو آرام و خواب نیست
از بی‌خودی‌ست گر نفسی آرمیده‌ایم

هرکس گرفت کام دل از میوه نشاط
ما خود ز باغ عشق گلی هم نچیده‌ایم

رندیم و میْ‌کشیم و همینست کار ما
عمری سبوی مجلس رندان کشیده‌ایم

جایی رسیده‌ایم که از خود گذشته‌ایم
از خود گذشته‌ایم و به جایی رسیده‌ایم

هرگز به جانب مه نو راست ننگریم
کز شوق ابرویت چو هلالی خمیده‌ایم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}