شمارهٔ ۳۳۷

غزلیات

روزم از بیم رقیبان نیست ره در کوی او
شب روم، لیکن چه حاصل چون ببینم روی او؟

او بقتلم شاد و من غمگین، که گاه کشتتم
ناگه آزاری نبیند ساعد و بازوی او

دارد آن ابرو کمان پیوسته بر ابرو گره
از گره گویی بهم پیوسته شد ابروی او

من که در پهلوی او خود را نمیخواهم ز رشک
دیگری را چون توانم دید در پهلوی او؟

گرچه بس دورم، ولی هر جا که منزل میکنم
می‌نشینم رو به‌ کوی یار و خاطر سوی او

ما چو از هر سو به خاک کویش آوردیم رو
بعد ازین روی نیاز ما و خاک کوی او

تا هلالی را فراقت چنگ بزم درد ساخت
ناله دیگر برون می‌آید از هر موی او

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}