شمارهٔ ۱۲۶

غزلیات

زهی مقبل که شد پیش تو مقبول
بود دایم به سودای تو مشغول

گر از رویت نیابد عقل نوری
ز بینایی شود جاوید معزول

مثال روی تو با دیدۀ ما
مثال آفتاب و چشم معلول

حیات جاودانی آن کسی یافت
که شده از تیر مژگان تو مقتول

چه حاصل اهل حکمت را ز تحصیل
چو غیر از گفت و گویی نیست محصول

گر از عشقت کنم شکلی تصور
نه جنس و فصل ونه موضوع و محمول

همام از عشق گوید داستان‌ها
که با معشوق نتوان گفت معقول

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}