شمارهٔ ۲۰

غزلیات

مآشوب صبا! طرهٔ جانانه ما را
زنجیر مجنبان دل دیوانه ما را

اورنگْ زمین‌، داغْ نگین‌، بی‌کلهی تاجْ
جم رشک برد حشمت شاهانه ما را

دل شد پی زاهد بچه آه که تقدیر
بگشود به مسجد در میخانه ما را

پیش از اثر دیر و حرم زلف تو افکند
بر گردن بت سبحهٔ صد دانه ما را

بی نام و نشانیم به حدی که در این شهر
غم حلقه نکوبد در کاشانه ما را

پیمان شکند آب بقا را به درستی
گر خضر ببوسد لب پیمانه ما را

چرخم نه همین از وطن آواره پسندید
نگذاشت به ما کنج غریبانه ما را

خواب آورد افسانه و بازش نبرد خواب
چشم تو اگر بشنوی افسانه ما را

یغما منم آن سوخته اختر که چراغی
از ننگ نسوزد پر پروانه ما را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}