شمارهٔ ۳۳

غزلیات

باده ساغرت از خون دل یاران است
وای اغیار اگر این اجر وفاداران است

زلف در پای تو افتد به تظلم چپ و راست
بسکه در تاب زسودای گرفتاران است

نیست چشمت ز شبان غمم آگه آری
خفتگان را چه غم از حسرت بیداران است

دارم از چشم تو صد عربده و دم نزنم
که اگر ناله کنم زحمت بیماران است

عشق داغ دل فرهاد به خون کرده رقم
نقش هر لاله که بر دامن کهساران است

رخ تو و اشک مرا کیست که خود دید و نکرد
هوس باده که آن گلشن و این باران است

محضر آنکه تو در خون کشیش روز حساب
خوار چون نامه اعمال گنه کاران است

از دهانت طمع لطف کمی دارم و این
آرزوئی است که در خاطر بسیاران است

یوسفی چون تو به یغما ندهد کس دانم
اینقدر هست که او هم ز خریداران است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}