شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

چهره آذرگون ز آذرگون شراب آورده ای
آب کار دلبری از کار آب آورده ای

زآن دهانم دیده دریا کردی و گوئی که کرد
این تو به دانی که دریا از سراب آورده ای

کرده ای تاراج هشیاران و مست افتاده ای
داده ای فرمان بیداری و خواب آورده ای

خود حباب آید ز دریا مر مرا از اشک چشم
تو دگرگون باز دریا از حباب آورده ای

کج همی تابی به من در کار آن پیچیده زلف
کج پلاسی بین که موئی از طناب آورده ای

ز اشک چشم لخت دل بارد هماره جزع تو
چشم بندی بین که از باران سحاب آورده ای

گرچه آیاتی است یغما نظم یاران ز این غزل
نسخ آن آیات را فصل الخطاب آورده ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}