شمارهٔ ۲۴ - پیام پدر

مثنویات

ای ز نسب گشته سزای سریر
ور پسری ، همچو پدر بی نظیر

چشم منی !هیچ غباری میار
دیده نشاید که بود پرغبار

تاتو ندانی که درین جستجوی
از پی ملک ست مرا گفتگوی

گر چه توانم ز تو این پا یه برد
از تو ستانم ، بکه خواهم سپرد ؟

بهر خدا صورت خویشم نمای
روی مگردان و بترس از خدای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}