بخش ۴ - حکایت زاهد و مزد طاعت

مطلع‌الانوار

زاهدی از خوان رضا توشه گیر
گشت ز غوغای جهان گوشه‌گیر

شد ز بسی سجدهٔ پنهانیش
خاک زمین صندل پیشانیش

تا به نود سال درین داوری
داشت ز توفیق خدا یاوری

صبح دمی خضر ز خضرای دشت
سوی نهان خانهٔ رازش گذشت

گفت ز علمی که مرا داده‌اند
معرفت هر دو سرا داده‌اند

می نگرم کاین عمل صدق زای
می کنی و می نپذیرد خدای

پیر ز حالت چو گلی بر شگفت
استنم از طرب افشاند و گفت

گر نپذیرد ز من هیچ کس
آنکه نگه می‌کند آنم نه بس

من عمل خویش کنم بنده وار
آن که خدائیست برانم چه کار

خسرو اگر دین طلبی کار کن
طاعت یزدان کن و بسیار کن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}