شمارهٔ ۴۷۹

غزلیات

دردا که دگر ما را آن یار نمی پرسد
احوال دل پر خون دلدار نمی پرسد

می پرسم و می جویم در هر نفسی صد بار
او در همه عمر خود یک بار نمی پرسد

یار از سر یاریها با ما سخنی می گفت
امسال به دشنامی چون پار نمی پرسد

بیمار تب هجرم آن ماه طبیب من
دردا که طبیب من بیمار نمی پرسد

گر یار نمی پرسد خسرو چه کند آن را؟
شاه است و گدایان را از عار نمی پرسد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}