شمارهٔ ۹۲۶

غزلیات

غمم بکشت به کار جهان که پردازد
دلم اسیر شد و نیز جان که پردازد

من و زیادت حاجات و کنج ویرانه
درین بلا به غم خان و مان که پردازد

هزار شمع جمال آیدم به پیش نظر
دلم به سوختن خود بدان که پردازد

بدین صفت که تو مشغول حسن خویشتنی
به چاره دل بیچارگان که پردازد

بر آستان تو میرم که زیر دیوارت
چو جان دهم به من ناتوان که پردازد

به همرهی تو رفتن به باغ بیهوده ست
که پیش تو به گل و ارغوان که پردازد

روا مدار به دوری هلاک خسرو، از آنک
به جز وصال تو با عاشقان که پردازد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}