شمارهٔ ۹۷۲

غزلیات

عاشقی مرد را سزای دهد
اشک را سوی دوست رای دهد

محنت عالم آزمایش را
بر دل محنت آزمای دهد

سوختم از غم و چنین باشد
هر که دل را به دلربای دهد

رنج بر من درین سرای گذشت
دادم ایزد در آن سرای دهد

کیست کو را ز من خبر گوید؟
شاه را قصه گدای دهد

حال من، گر دمی چنین باشد
دل به تو شوخ دلربای دهد

گفته عقل را به خود بگمار
عقل دیوانه را خدای دهد

سخنم جای می کند در سنگ
گویم، ار در دل تو جای دهد

میهمان شو شبی که تا خسرو
با تو شرح نفیر و نای دهد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}