شمارهٔ ۱۰۰۰

غزلیات

اگر دلبری چون تو جایی برآید
به هر جا که شنید بلایی برآید

قد تست چون در گلستان در آیی
اگر سروی اندر قبایی برآید

برآید به هر جا گل، اما چو رویت
به نزدیک ما دور جایی برآید

به کوی تو هر سال از خون خلقی
زهر سبزه مردم گیایی بر آید

رسد ناله من ز پیشت به جایی
که از هفت گنبد صدایی برآید

عنایت کن اندر حق بنده خسرو
مگر از تو کار گدایی برآید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}