شمارهٔ ۱۰۰۳

غزلیات

بر آن است جانم که ناگه برآید
چو از بهر یک دیدنت می نپاید

مزن غمزه چون من ز هجران بمردم
که کس تیغ بر کشتگان نازماید

ازان دیده بر خاک پای تو سایم
که زنگار اشکم ز راهت زداید

دلت در قبا راست کاری نداند
چو کج باشد آیینه رو کج نماید

اگر در وفاهای وعده بخیلی
جوانمردی عشق چندین نشاید

مگو، خسروا، «ترک دلبند خودگیر»
دلم با دگر کس کجا می گشاید؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}