شمارهٔ ۱۰۶۲

غزلیات

گر حسن تو آفاق پر آوازه ندارد
سرهای سران بر در دروازه ندارد

بی منت پیرایه چنانی تو به خوبی
کت هیچ غم غالیه و غازه ندارد

بر باد هوا شد ورق صبر من، آری
دل دفتر کهنه ست که شیرازه ندارد

از آه جگر تاب سیه روی بمانم
گر گریه من روی مرا تازه ندارد

گفتی که چگونه ست غمم در حق خسرو
جانا، چه توان گفت که اندازه ندارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}