شمارهٔ ۱۴۱۲

غزلیات

هر شب به دل تصور نازش فرو برم
با خون دل فسانه رازش فرو برم

نازش که نیست بر لب شیرین، بر آن شوم
کاندر میان آن گه نازش فرو برم

چون تیر بر کمان نهد او، خواهم از هوس
پیکانهای دیده نوازش فرو برم

شبها ز ذوق خاک درش در دهان کنم
در آب دیدگان نیازش فرو برم

دیوانه شد دل من و زنجیر واجب است
خواهد از او که زلف درازش فرو برم

باشد که یک دمی لب خود بر لبم نهد
تا من زبان عربده سازش فرو برم

خسرو، اگر چه عشق مجاز است زان او
تحقیق خویش من به مجازش فرو برم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}