شمارهٔ ۱۸۱۹

غزلیات

ای آنکه تمام هم چو ماهی
با زلف چو چتر پادشاهی

مردم ز برای نقش و زلفت
از دیده برون کشد سیاهی

گر خط سیاه خود ببینی
بر مشک دهی به خون گواهی

ای زلف ترت مراغه کرده
بر روی تو چون در آب ماهی

آخر چه شود گر از لب خویش
یک بوسه برای من بخواهی

از خسرو خسته رو بگردان
زان رو که تمام همچو ماهی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}