غزل شمارهٔ ۸۳

غزلیات

ای مانده من از جمالِ تو فرد
هجرانِ تو جفتِ محنتم کرد

چشمی‌ست مرا و صدهزار اشک
جانی‌ست مرا و یک جهان درد

گردونِ کبودپوش کرده‌ست
در هجرِ تو آفتابِ من زرد

در کارِ تو من هنوز گرمم
هان تا نکنی دل از وفا سرد

جفتِ غمم و خوش است آری
اندی که منم ز دردِ تو فرد

با منتِ چون تویی توان ساخت
زهرِ غمِ چون تویی توان خوَرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}