شمارهٔ ۱۸۲ - در حکمت و موعظه

مقطعات

روز را رایگان ز دست مده
نیست امکان آنکه باز رسد

دست این روزهای کوتاهست
که بدان دولت دراز رسد

آنچ از آن چاره نیست آنرا باش
به سرت گرچه ترکتاز رسد

سایه بر قحبهٔ جهان مفکن
تا برت آفتاب ناز رسد

باری از راه خویشتن برخیز
چون که کارت به احتراز رسد

نفس با بند آرزو بر پای
دیر درعقل بی‌نیاز رسد

مهر و حقه است ماه و سپهر
که به شاگرد حقه‌باز رسد

مستعدان به کام خویش رسند
کارها چون به کارساز رسد

عمر بر ناگریز تفرقه کن
تا ازو قسم آز رسد

هر کرا درد ناگزیر گرفت
کی به غم خوردن مجاز رسد

یک غذا شو که مایه چندان نیست
که همه چیز را فراز رسد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}