شمارهٔ ۴۲۸ - از لالابک تقاضایی کند

مقطعات

ای جهان را دفین به دست تو در
چون معادن هزار سرمایه

دولتت را دوام همخانه
مدتت را زمانه همسایه

گردن و گوش آفرینش را
رسمهای تو گشته پیرایه

جود را پروریده همت تو
راست چونان که طفل را دایه

ملکی در محاسن و اخلاق
زان نداری محاسن و خایه

آفتابی و در مراتب جاه
آفتابت فروترین پایه

چیست کز تابش تو در نورند
همه آفاق و بنده در سایه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}