اوحدالدین کرمانی
شمارهٔ ۶۹
الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
با دل گفتم درآی از خواب تمام
زان پیش که روزگار برگیرد گام
دل گفت که از من مطلب بیداری
آخر نشنیده ای که النّاس ینام
اوحدالدین کرمانی
الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
با دل گفتم درآی از خواب تمام
زان پیش که روزگار برگیرد گام
دل گفت که از من مطلب بیداری
آخر نشنیده ای که النّاس ینام
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}