اوحدالدین کرمانی

شعر 68 | می میرم ازو و صورت جان در پیش

می میرم ازو و صورت جان در پیش

بر آتشم و روضهٔ رضوان در پیش

در عالم عشق طرفه حالی که مراست

تشنه جگر و چشمهٔ حیوان در پیش