غزل شمارهٔ ۱۷۴

غزلیات

یاد تو ما را چو در خیال بگردد
عقل پریشان شود، ز حال بگردد

چون تو پسر مادر سپهر نزاید
گرد جهان گر هزار سال بگردد

ماه نبیند ستاره‌ای چو جبینت
گر چه بسی بر سپهر زال بگردد

خط سیه می‌دمد ز رویت و زنهار!
تا نگذاری که: گرد خال بگردد

عقل ندارد، که ترک روی تو گوید
چشم نباشد، کزان جمال بگردد

در هوس بوسهٔ توایم ولی نیست
زهره که کس گرد این سؤال بگردد

تن بزن، ای اوحدی، سخن چه فروشی؟
خوی بد نیکوان به مال بگردد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}